تبليغاتX
یه کم دلتنگی..یه کم حرف..یه کم شعر..یه کم زندگی.. یه کم همه چی! آلیس در سرزمین عجایب - سیاه سفید خاکستری
 
آلیس در سرزمین عجایب
 
 
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند
 

ده سالم که بود همه ی دنیا رو سفید سفید می دیدم

پونزده سالم که شد همه ی دنیا هم سیاه سیاه بود

هجده سالم که شد بازم همه ی دنیا سیاه بود

چون چیزایی رو دیدم و شنیدم که اصلا انتظارشو نداشتم

من از دنیای سفید ده سالگی یهو پرت شدم توی همین سرزمین عجایب !

حالا که نوزده سالمه دنیا خاکستریه

نه همه ی آدما خوب و مهربونن مثل ده سالگی

نه همه ی آدما بد ودو رو هستن مثل پونزده سالگی

اینی که روبروته فقط یه آدمه مثل خودت!

حالا نه مثل خود خودت!

یه کم پیچیده تر یا یه کم ساده تر

پس انتظاربیخودی نداشته باش

از همون بچگی بهمون تلقین میشه

یه طرف همه ی آدم خوبا یه طرف همه ی آدم بدا!

درست مثل این فیلمای هجو

ولی آدمی که روبروت نشسته میتونه هم خوب باشه هم بد

هم سیاه هم سفید...

تا حالا فکر کردی چرا بیشتر آدما وقتی 14 و15 سالشونه یا یکیو

عاشقانه دوست دارن یا ازش متنفرن؟

یا اون قدر خوبی که لیاقت عشقو داری یا اونقد بدی که ارزشت تنفره!!

خنده داره...

 

 

این میشه که رنگا قر و قاطی میشه!!

 

......................................................

ولی چرا آدم تو یه سال این همه تغییر میکنه؟

توبگو....

 

پی نوشت من:به نظر خیلی بچگانست.ولی من بچگی کردنو دوست دارم!

 

 

 

 |+|  ساعت   توسط فرنوش  | 
 
  بالا